بادبادک باز
توضیح:من مشهدی ام و نمیتونم بگم :بادبادک. میگم و مینویسم:کاغذباد ، شما بخونید: بادبادک
اولین بار که کاغذباد فانوسدار میدیدم، 10 سالم بود:شب بود و تو محلهء قدیمی، تمام همسایه ها-تو کوچه- غرق تماشای کاغذباد هواکردن مسعود شده بودیم. مسعود پسر بزرگ "حسین آقا" همسایه مون بود. سنش زیاد بود و با اصرار داداشاش(امیر و جمال) اومده بود براشون کاغذباد درست کنه. امیر و جمال همسن و سال من بودن و وقتی اشتیاق من رو دیدن، به مسعود گفتن و از اون موقع آموزش ساخت کاغذباد شروع شد.
هر کاغذباد سه قسمت اصلی داره : دنباله-بدنه-اسکلت.که اسکلت دو تا چوب صلیب ماننده که روی بدنهء کاغذی چسبیده میشه و به دمش دنباله وصل میشه. دنبالهء کاغذباد همون طور که از اسمش معلومه مثل دم کاغذباده. 2 تا کار مهم داره: اول اینکه وزنش باعث میشه کاغذباد از تعادل خارج نشه و تهش نچرخه (البته نباید وزنش اونقدر زیاد باشه که بالا رفتن رو مشکل و کنترل رو از دست خارج کنه.) کار دومش که به نظر من مهمتره، حرکت رقص مانند دنباله است. من عاشق حرکت دنباله ام و خوب درست کردنش نشون دهندهء مهارت سازنده اشه. دنباله میتونه بصورت یک زنجیر بلند، یا سه تا زنجیر موازی ساخته بشه؛ یا دوتا گوشوارهء آویزون از دو سر چوبهء افقی صلیب بهمراه یک زنجیر دراز از ته چوبهء عمودی. ولی دنباله ای که من از مسعود یاد گرفتم و هنوزم اگر بسازم همونو میسازم، بصورت یک تک حلقه از این سر به اون سر چوبهء افقی صلیب بهمراه یک زنجیر بلنده از ته چوبهء عمودی. این دنباله رو از حلقه های کاغذ تو هم زنجیر شده باید ساخت. برای اینکه سبک باشه تا بتونیم تا حد ممکن بلند درستش کنیم، از کاغذ کاهی استفاده میکردیم. کاغذ رو بصورت نوارهای باریک میبریدیم و از تو هم رد میکردیم حلقه های توی هم رو با چسب میچسبوندیم. بدنهء کاغذباد ما یک کاغذگراف (کاغذ خیاطی) کامل بود که چهار تا مثلث از چهارطرفش قیچی می کردیم طوریکه بالاش بصورت: ^ و پایینش بصورت /\ در میومد تا بتونیم صلیب رو روش بچسبونیم... مهمترین و سخت ترین قسمت کار ساختن همون بدنه یا صلیبی بود. صلیب رو از دوتا چوب حصیر(به قول ما مشهدی ها : لوخ ) درست میکردیم. "لوخ" ها باید سالم و محکم و آفتاب نخورده باشن. یک لوخ نازک تقریبا"80 سانتی برای ضلع افقی صلیب و یک لوخ تقریبا" 130 سانتی برای ضلع عمودی صلیب. لوخ نازک رو با بستن یک نخ به دو طرف و کشیدن اون نخ دقیقا" مثل کمان در میاوردیم. برای بهتر شدن کاغذباد باید قوس تا حد ممکن نیمدایره مانند باشه و برای اینکه حصیرمون نشکنه، اون کمون رو تو اب میخوابوندیم و هر چند ساعت یکم نخ رو بیشتر میکشیدیم تا قوس کمان بیشتر بشه. بعد از 2 روز چوب مناسب بدست میومد... بعد از اون با "سریش" لوخ ها رو بهم و به کاغذ میچسبوندیم. الان کاغذ باد ما تقریبا" آماده است(بجز 2 تا فوت کوزه گری که بماند!) و تنها چیزی که لازم داریم یک قرقرهء نخ پلاستیکی یک کیلومتریه. ساختن فانوس شمع دار خوش یک مثنویه... شما فقط ببینید و حالشو ببرین.اگر هم خواستید خودم با کمال میل براتون درست میکنم. ولی تو هوا کردن کاغذباد شما هم دعوتید.فقط دور انگشتاتون چسب بزنید تانخ نبردشون..نخ رو شل کن.بپا دستتو نبره.. منو رها کن... منو رها کن....
..............................................................................
توضيح: اين پست پانزدهمين پست من در دنياي مجازي است و در وبلاگ قبلي متولد شد. بعد از فوت وبلاگ قبلي، در تاريخ ۱۶ اسفند ۹۱ دوباره در محل و تاريخ واقعي خود ثبت گرديد.