شله زرد زعفرانی
۱- اعوذ بالله من نفسی.
تو فیسبوک یک استاتوس گذاشتم و زیرش یک فایل صوتی آپلود کردم. فایل صوتی یک مداحی بود. یک مداحی از مرحوم "محمد رضا آغاسی".قبلا" ، یعنی تا همین چند ماه پیش فایل تصویری همین اجرا رو داشتم. سی دی تصویری که ۷-۸ سال داشتمش و به کرات می دیدمش.یک زمانی تو سالهای ۸۴ و ۸۵ میشد روزهایی که چند بار در روز نگاش میکردم و گوش میدادم، تا جایی که با رضا میبردیم سر کار و اونجا گوش میدادیم. کار به جایی رسیده بود که مهمون که داشتم هم همین سی دی رو میذاشتم!! مداحی مربوط به جشن میلاد حضرت رسوله. ولی مداح که اولش با سلام و "اعوذ بالله من نفسی" شروع میکنه، وسط راه گریز میزنه به امام رضا (ع) که دیگه منو هوایی میکنه و میبره به اونجا که :
میدنی میخوای کجا برم؟ میدونی میخوای چکار کنم؟
میخوام برای کفترا، یک کیسه گندم ببرم
اونجا که گنبدش طلاست، با کفتراش پر بزنم
دوسش دارم اماممه ، در خونشو در بزنم...
۲-یک پست نصفه نوشته بودم برای ماه رمضون که توش از زمان قدیم و غذاهای مامان و ساعت ۲ صبح بیدار شدنش و غذای تازه درست کردنش گفته بودم. اونقدر دیر شد که مزه اش در رفت و منهم برا اینکه بی مزه نباشه، گذاشتم برا سال بعد. ایشالا شما باشید و منهم اگه بودم و لطف خدا شامل حال من شد، کامل میکنم و آپلود میکنم....
۳- حال این روزهام خوب نیست.(حالا نمیخواد بگی "کی حالت خوب بوده؟!"). حالم بهتر میشه خیلی زود و با دست پر و چشمهای با شوق میام و متن پرامید براتون مینویسم. یکی از دوستهام یک ایمیل برام فرستاده بود. یک تست روانشناسی بود. توش یک خونه و یک جاده کشیده بود و پرسیده بود که به نظر شما این نقاشی چی کم داره؟ جوابها درخت/رودخونه/ابر/ماشین/آدم بود و هر جوابی، نشون دهندهء نیازی بود که تو همون روزها حس میکنه طرف. من نوشتم درخت. جوابش بود: که شما به فکر رشد معنوی خودت هستی!! با خودم گفتم : چه غلطا!!
روا مباد که بر بنده ات نظر نکنی / روا مباد که ارباب جز تو بگزینم
چو رو کنی به رهت درد و رنج نشناسیم/ زلطف روی تو ، دست از ترنج نشناسیم